امیدواریم اطلاعاتی مفید ارائه دهیم.

خود-را-دوست-داشتن



آیا تا به حال فکر کرده اید که مهمترین چیز برای شما چیست؟ ارزشهای زندگی که بیشتر به آنها اهمیت می دهید؟

این می تواند یک زندگی صلح آمیز ، با نشاط باشد ، احساس دوست داشتن در دوستان و خانواده یا احساس ارزشمند بودن از همکاران ، موفقیت آمیز بودن.

پرسیدن این سؤال از خود اهمیت حیاتی دارد ، زیرا به زودی خواهید فهمید ، زیرا این امکان را به شما می دهد تا درک کنید که آیا اهدافی که برای خود تعیین کرده اید قابل دستیابی است یا اینکه آنها یک چالش غیرممکن هستند.

از طرف دیگر ، من مردم را شناخته ام - و من اطمینان دارم که شما نیز همان تجربه را تجربه خواهید کرد - که حتی اگر آنها به هدف خود دست پیدا کردند ، آنها در سالهای ناامید و ناامید کننده زندگی می کردند.

در دهه 1980 یک دوست ماشین های الکترونیکی را برای شرکت هایی تولید کرد که برای شرکت های بزرگ چند ملیتی به نمایندگی از اشخاص ثالث کار می کردند. از آنجا که او همیشه یک فرد شغل گرا بوده است ، بلافاصله متوجه شد که با توجه به تقاضای زیاد می تواند بدون خطرات زیاد گسترش یابد.

بنابراین این بود: از "خود اشتغالی" او به داشتن 3 نفر اول ، سپس 5 و در نهایت 25 کارمند تغییر یافت. وی قادر به خرید 2 انبار برای شرکت خود بود که امروز به پیشرفت خود ادامه می دهد.

 

اما همه چیز همیشه خوب پیش نمی رفت. با گسترش ، مجبور شد نقش خود را در شرکت تغییر داده و از آن فعالیت هایی که قبلاً به صورت حاشیه ای انجام می داد ، مراقبت کند.

دقیقا نمونه سازی فعالیتی بود که دوست من ترجیح می داد زیرا این امکان را به او می داد تا از بهترین مهارت ها و مهارت های حل مسئله خود استفاده کند. بنابراین دور شدن از طراحی ، ساخت و بهسازی ماشینهای خود گرفته تا ایجاد 100000 کیلومتر در سال برای انجام توافق و به دست آوردن سفارشات جدید ، باعث ناامیدی برای وی شد ، حتی اگر با گسترش بتواند زندگی بهتری را برای او تضمین کند. خانواده و کارمندان آن

مردی که برای کارمندان ، خانواده و دوستانش نمونه ای از موفقیت بود ، بسیار ناراضی بود زیرا او نمی توانست خود را وقف کاری کند که واقعاً دوست داشت بیشترین کار را انجام دهد: طراحی و ساخت مدل های جدید.

چند سال بعد ، به لطف سازماندهی مجدد شرکتی ، دوستم به عنوان مدیر تحقیقات و توسعه شرکت خود شد و بچه ها را در صدر سازمان قرار داد ، تمایل بیشتری به پوشش وظایف مدیریتی داشت. از این طریق او توانست شادی را که به نظر می رسید برای همیشه از دست داده است ، دوباره بدست آورد.

به گفته رابرت دیلتز ، یکی از پدران NLP ، ارزش ها بیانگر "باورهای فوق العاده" ، اعتقادات عمیق است که به ما می گوید چه چیزی باعث می شود احساس لذت کنیم و چه چیزی باعث می شود احساس درد کنیم.

بنابراین ارزشها می توانند مثبتی مثبت باشند: عشق ، موفقیت ، بهبود شخصی ... یا ارزشهای منفی مانند ترس ، ناامیدی ...

آنها همچنین با مقادیر نهایی و نیمه ارزش متمایز می شوند.

مثال: "خانواده" ممکن است برای کسی ارزش داشته باشد ، اما در واقعیت این یک ارزش نصف است. چه تجربیات و احساساتی به شما امکان می دهد که خانواده زندگی کنید؟

آرامش؟ امنیت؟ عشق؟ اهمیت؟ هرچه باشد ، یک ارزش عالی خواهد بود.

درد بر لذت پیروز می شود
چند سال پیش یک کودک بسیار با دانش در زمینه فناوری اطلاعات برای من کار کرد. او به عنوان فریلنسر برای سایر شرکتهای بزرگ تجاری کار کرد. او بر دادن همیشه حداکثر ، ایجاد تفاوت و در اولین موقعیتهای مقیاس ارزشهای خود ، ارزش "شهرت" متمرکز بود. در چندین نوبت به من گفت که آرزوی تبدیل شدن به یک مربی با ارزش ملی را دارد.

سپس من از او پرسیدم که چرا سعی نکرد سمینار ایجاد کند و خودش آن را تبلیغ کند - آماده سازی فنی او بسیار زیاد است - و به عنوان یک جواب به من گفته شد که او بسیار شلوغ است و این کاری بود که او باید طی چند ماه انجام می داد اما بلافاصله .

نیازی به گفتن نیست ، بدون اینکه دوست جوان ما کاری انجام دهد و سعی کند رویای خود را انجام دهد ، بی وقفه گذشت.

یک روز با صحبت با یک دانش مشترک ، فهمیدم که این جوان به دلیل قلدری که در زمان مدرسه داشت ، دچار مشکلات عزت نفس قابل توجهی است.

بعد فهمیدم که او هنوز درگیری داخلی خود را برطرف نکرده است. این حس ناکافی مانع از قرار گرفتن او در خط مقدم شد زیرا قادر به قبول داوری دیگران نبود.

نتیجه گیری

کارهایی که ما امروز انجام داده ایم بسیار مهم است زیرا بیان می کند که شما کی هستید و سرنوشت شما چیست.

من نمی توانم به شما در تغییر آن کمک کنم ، اما بدانید که می توانید مقادیر و قوانینی را تعیین کنید که برای دستیابی به اهداف شما مشخص تر باشد.

+ نوشته شده در پنج شنبه شانزدهم آبان 1398 ساعت 1:24 توسط السا باقری بدون نظر